From the monthly archives:

November 2009

My Personal Experience With Blogging and Facebook

by Abbas Djavadi on November 30, 2009

(In Persian)

تجربه یک ساله من با وبلاگ و فیس بوک

.حدودیک سال پیش من وب سایت — و یا طوریکه میگویند بلاگ و یا وبلاگ — شخصی خودم را باز کردم، همین که الان باز کرده و میخوانید . این کار دو دلیل اصلی داشت. اولا از جمع کردن مقالات چاپی خودم در پرونده های کلفت و سنتی خسته شده بودم و میخواستم آنهارا بصورت الکترونیک حفظ کنم. ثانیا هم مثل اکثریت کسانی که چیزی مینویسند میخواستم آنها را در دسترس علاقمندلن قرار بدهم.

اما دیوید هندرسن، دوست خوب من که  در این کار به کمک من شتافت  شاید طور دیگری به مسئله نگاه میکرد. باید سریع بود، باید با حد اکثر آدمها رابطه برقرار کرد. “کامنت” ها باید بدون کنترل قبلی منتشر شوند. بعد از انتشار اگر در کامنتی و نظری توهین و تحقیر و دشنام و اینها بود باید آنرا حذف کرد اما اینرا هم باید اعلان کرد که چرا آن کامنت حذف شده است. و باید به همه کامنت ها جواب داد تا نویسندگان آنها دوباره برگردند و وبلاگ را بخوانند. بر علاوه، نمیشود فقط گهگاهی مطلب نوشت. تا میتوانی باید بنویسی که خواننده هایت از وبلاگ نروند. هر روز هم باید ببینی که چند نفر وبلاگ را میخوانند. این تعداد هر روز زیاد میشود؟ با چه سرعتی؟ اگر زیاد نمیشود علتش چیست و چطور میتوان این مشکل را حل کرد؟
برای افزایش تعداد کاربران باید مطالب را با صطلاح “شر” کرد یعنی در پلاتفورم های دیگر و بخصوص شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، تویتر، مای اسپیس و غیره گذاشت تا دایره وسیعتری آن مطالب را ببیند.

[click to continue…]

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

{ 0 comments }

Two More Old Poems

by Abbas Djavadi06.11.2009

Two more poems I wrote back in the 1980’s in Azeri Turkish:
Kehkeşanda Alma Qurdunun Sevdası
Bir kehkeşan düşün,
Kehkeşanda bir dünya.
Dünyada bir ölke,
Ölkede bir baxça.
Baxçada bir ağaç,
Ağaçda bir alma.
Almada bir qurd,
Qurdda bir sevda:
Öz almamı keşfetdim,
İndi de ağaca çıxacağam.
Sonra da elmimle
Allahı tapacağam.

Read the full article →