هویت طلبی و حقی اجتماعی با یک “اما”ی بزرگ

در این چند سال گذشته تعبیر جدید و خوش آهنگی رایج شده: هویت طلبی. هویت طلب به کسانی گفته میشود که خواهان احقاق حقوق گروه اجتماعی و یا  قومی خود هستند. ممکن است شما از یک گروه دینی-مذهبی مانند مسیحیان، بهائیان و یا اهل تسنن باشید و بخواهید حقوقی که شما بعنوان شهروندان ایران دارید و بنظر شما تامین نمیشود را بدست آورید. هر گروه متمایز از اکثریت مشخصات ویژه ای دارد که فعالین آن گروه میتوانند از پی بدست آوردن حقوقی برای آن مشخصات باشند

 فرق اساسی که ما آذربایجانیان از مثلا هموطنان خود در تهران یا اصفهان داریم دین و مذهبمان نیست –اکثریت ما هم مانند اکثریت مردم ایران مسلمان و شیعه هست.  تاریخ معاصر و گذشته مان هم نیست — ما همه تا جائیکه به یاد داریم فرزندان این سرزمین بودیم، بسیاری از دودمانهای سلطنتی پیش از رضا شاه ترک بودند. ما همراه و همقدم با هموطنان دیگر در همه کار های این کشور شریک بودیم: در حکومتها، در اقتصاد، در فعالیت فرهنگی و علمی و اجتماعی، در سرافرازیها و حتی سرافکندگیها. ما هم مانند دیگران هم انقلابی و مشروطه طلب داشتیم هم ارتجاعی و استبداد گر.

از نظر فرهنگی هم مخصوصا در این صد سال گذشته امتزاج پر سرعتی بین مناطق مختلف ایران و بویژه شهرها و شهرستانها بوجود آمده. مردم دیگرلزوما پایبند شهرو یا حتی دهکده پدری خود نیستند و این کوچهای فردی و خانوادگی هم کمک کرده که امروزه بین یک تبریزی و اردبیلی و شیرازی و مشهدی فرق چشمگیری از نظر طرز رفتار، خوراک، پوشاک، و یا حتی درک از شوخی و انتظارات از آینده وجود ندارد و یا اگر وجود داشته باشد علت اصلیش تبریزی و یا مشهدی بودن آن فرد نیست.

مشخصه ای که ما راهمچون گروه اجتماعی و یا قومی (اتنیکی) از دیگرایرانیان متمایز میکند زبان ما یعنی ترکی آذری است که زبانیست جدا از  فارسی . تا دوران سلسله  پهلوی که نظام واحد و منسجم دولتی، اداری، فرهنگی و نظامی موجود نبود زبان دولتی، رسمی و مشترکی هم یمعنای امروزه مطرح نبود. اما از دوران رضا شاه به بعد که سیاست “یک ملت، یک زبان” در پیش گرفته شدتا وحدت کشور مستحکم شود،  زبان ترکی آذری در ادارات، محاکم، مدارس و غیره منع گردید. این وضع نه با شدت دوران رضا شاه، اما اصولا بموازات همان سیاست در دوران محمد رضا شاه هم ادامه یافت. در جمهوری اسلامی اگر چه قانون اساسی بصورت نه چندان روشنی آموزش و تدریس زبانهای قومی غیرفارسی را “مجاز” میخواند اما این ماده ها هرگز عملی نشد و در کشوری که زبان مادری ملیونها نفر ترکی آذری است هنوز این زبان بصورت صرفا خصوصی و خانوادگی و در کوچه و بازار بکار میرود و عملا ممنوعیت تعلیم و تدریس و استفاده مکتوب و رسمی آن ادامه دارد.

تعلیم و تحصیل و استفاده مکتوب و رسمی زبان مادری حق طبیعی و اولیه هر گروه قومی است. این حق همچون یکی از حقوق بنیادین بشری در صد سال گذشته در ایران پایمال شده و هنوز هم پایمال میشود. طلب این حق خواست محوری هویت طلبان آذربایجان مخصوصا در سالهای گذشته بوده است. این خواست، عادلانه، انسانی و بحق است.

حکومتهای ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی واهمه داشته اند که تامین حق زبان به اقوام غیر فارسی زبان مایه افزایش نیروی گریز ااز مرکز و تجزیه طلبی خواهد شد. تجربه حکومت پیشه وری که بر اشغال ایران از طرف شوروی تکیه میکرد و محور اصلی تبلیغاتیش ویژگی های قومی آذزبایجان و مخصوصا زبان ترکی آذری بود این واهمه را چه در اندیشه حکومتداران و چه در ذهن مردم و حتی بسیاری از ترکی زبانان تقویت کرده است که ”اگر حق زبان را بدهیم فردا خواهان تجزیه و استقلال خواهند شد” — چیزی که اگر حکومت پیشه وری شکست نمیخورد شاید هم به واقعیت می پیوست.

تصور نکنیم که این وضع، مخصوص ایران است. در ترکیه تا چند سال پیش حتی موجودیت اقلیت بزرگ کرد را انکار میکردند. تازه در این چند سال گذشته کرد ها میتوانند خود را کرد بنامند و در کوچه و بازار بزبان مادری خود حرف بزنند ولی آنان همچنان از حق تعلیم و تدریس زبان کردی محرومند . در جمهوری آذربایجان اقلیت طالش از حقوق زبان مادری خود محرومند. دلیل و یا بهانه همه هم مشابه است: واهمه از تجزیه کشور و خواست حفظ تمامیت ارضی، وحدت و قدرت کشور و ملت.در حالیکه این نگرانیها همیشه و صد در صد هم بی اساس نیستند، حکومتها هم به نوبه خود از این دلیل بهانه ای مییابند تا بدون تفکیک تجزیه طلبی و تامین حقوق اساسی مردم خود، از تامین این حقوق سرباز زنند و یا آنرا تا حد امکان به تاخیر بیاندازند در حالیکه، برعکس، رد و یا تاخیر در تامین این حقوق نه اینکه به تحکیم وحدت ملی کمک نمیکند بلکه آنرا متزلزل کرده تجزیه طلبی را تحریک میکند و بحق جلوه میدهد. 

بسیاری از مردم آذربایجان هنوز ازشعار ها و خواستهای قومی واهمه دارند. کار هویت طلبان آذربایجان سخت است. آنها از طرفی خواهان چیزی هستند که حق طبیعی و ابتدائی هرگروه قومی است و از طرف دیگر باید مردم ایران و حتی همزبانان آذری خود را قانع کنند که این خواستهای آنها ربطی به تجزیه طلبی ندارد و برعکس به وحدت و حفظ تمامیت ارضی ایران کمک میکند. زیرا بهترین وحدت، آنست که اجزا این وحدت حقوق برابر داشته باشند و این وحدت بر نابرابری استوار نباشد.

در این میان بدترین ضربه به این هویت طلبی عادلانه و انسانی را آن عده قلیل هویت طلبان میزنند که — برخلاف اکثریت بزرگ هویت طلبان — افراطی هستند، به ایران و تاریخ آن، به زبان فارسی که زبان مشترک و رسمی همه ماست، به فرهنگ و رسوم ایران دشنام میدهند و حتی از روی عناد حافظ و فردوسی را هم نادانسته قبول ندارند و در مراسم کوچک و محقر حود پرچم کشور های دیگر بخصوص جمهوری آذزبایجان را علم میکنند. آنها ایران را — و حتی نه نظام و حکومتش بلکه موجودیت و هویت ملی آنرا- “فاشیستی” و “آپارتاید” مینامند و با هر چه ایرانی است به جنگ میخیزند. آنها باعث بدنام شدن و مشکوک جلوه کردن خواستهای عادلانه و محق مردم برای زبان مادری خود در چار چوب ایرانی میشوند که میخواهد به تدریج و با هزار مصیبت دمکراتیک شود.

احقاق حقوق زبان مادری کار یکشبه نیست. صبر و حوصله و زحمت میخواهد. این کار نه بر علیه ایران بلکه با ایران و با جلب ایرانیان – چه فارسی زبانان و چه اکثریت ترکی زبانان — عملی است.اگر سرمشق هویت طلبان امروز آذربایحان  ستارخان و شیخ خیابانی باشند که نمونه میهن پرستی و ایران دوستی بودند آنان احتمالا میتوانند این کار را بجائی برسانند و گر نه سرمشق قرار دادن پیشه وری و غلام یحیی آنانرا بجائی نخواهد برد که هیچ، حل مشکل زبان مادری را با تاخیر تاریخی طولانی تری مواجه خواهد کرد.

فعلا  سر و صدای آن اقلیت افراطی ظاهرا بیشتر از آن اکثریت آرام و متینی است که کلید موفقیت را در دست دارد.

This entry was posted in فارسی and tagged , , , , , , , . Bookmark the permalink.

2 Responses to هویت طلبی و حقی اجتماعی با یک “اما”ی بزرگ

  1. Araz Arhun says:

    Devlər görmüşəm ki, nağıl devləri
    Onların yanında toyuğa bənzər

    Nadanlar görmüşəm öz yolundakı
    Düzə eniş deyir, dikə düz deyir

    Tülkülər görmüşəm öz qolundakı
    Dəmir zəncirlərə bilərzik deyir

    Atasını söyən yada baş əyən
    Rəhbərlər görmüşəm qəddar amansız

    Tikana gül deyən, gülə kol deyən
    Qarılar görmüşəm dinsiz imansız

    Quldurlar görmüşəm özgə yer deyil
    Yurdunu talayıb asudə yatmış

    …. Baxtiyar Vahabzade

  2. سانلی says:

    حرف بی منطق1 :”بسیاری از مردم آذربایجان هنوز ازشعار ها و خواستهای قومی واهمه دارن” احتمالا شما در آذربایجان تشریف ندارید و یا حداقل تو قیام سال 85 حضور نداشتید.
    حرف بی منطق2 :”در این میان بدترین ضربه به این هویت طلبی عادلانه و انسانی را آن عده قلیل هویت طلبان میزنند که — برخلاف اکثریت بزرگ هویت طلبان — افراطی هستند، به ایران و تاریخ آن، به زبان فارسی که زبان مشترک و رسمی همه ماست، به فرهنگ و رسوم ایران دشنام میدهند و حتی از روی عناد حافظ و فردوسی را هم نادانسته قبول ندارند و در مراسم کوچک و محقر حود پرچم کشور های دیگر بخصوص جمهوری آذزبایجان را علم میکنند.”با رهم احتمالا شما خبر ندارید که فارسها صدها برابر بیشتر به تورکها توهین میکنند اصلا آغاز توهینها از طرف فارسها بود.
    در ضمن حق گرفتنی است و به کوری همه دشمنان فاشیست آن را میگیریم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>